سلام به همه ی دوستای گل!
امیدوارم از تعطیلات کمال استفاده رو بکنید و حالتون خوب باشه.
تو این پست می خوام دو تا معما طرح کنم که شما حلش کنید،تا مغزهاتون تا اول مهر آکبند نمونه(حال می کنید من چقدر به فکر شمام؟
)
_اولین معما:
اولین معما اینه که من مشخصات یکی از افراد رادیو جوان رو می گم،شما باید حدس بزنید اون کیه.
ما بهش می گیم ... دسته قیچی.چون همه کار ازش بر می آد!
سمت اصلیش سردبیری هست اما بیشتر اوقات به جای اونور شیشه اینور شیشه است و به همین دلیل گاهی گویندگی هم می کنه.
عموما مطالب برنامه هاش رو خودش می نویسه و ایده های عالی برنامه هاش هم مال خودشه.
قابلیت های زیادی داره!
هم می تونه با حرفاش اشکت رو دربیاره و تو با شنیدن صدای گریه اش به هق هق بیافتی
،هم می تونه با برنامه های بامزه و انتقادیش تو رو به شدت به خنده بیاندازه.
اون رو مدتی در برنامه های تلویزیونی هم دیدیم.
همون طور که از ظاهرش پیداست آدم مذهبی هست و برای گسترش فرهنگ مهدویت هم از طریق برنامه رادیویی و هم منصب مدیریتی استفاده کرده.
گزارش فوتبال اولین کارش تو رادیو بوده که جدیدا دوباره بهش رو آورده!
بیشتر از این توضیح نمی دم که تا اینجاش هم خیلی واضحه.
_دومین معما:
این معما تقریبا ساده است و به حدس شما بستگی داره.
تو پست قبل گفته بودیم که می خواهیم به جبران این چند وقتی که نبودیم تابستون رو بترکونیم.
سوال چند گزینه ای ما اینه:
در جمله بالا تابستان در معنای مجازی به کار رفته است(انسانی هاش بیان وسط
).کدام گزینه معنی مجازی را صحیح تر بیان می کند؟
1. 3ماه تابستون
2. 2ماه تابستون
3. فقط یک ماه اول
4. 15 رزو از تابستون
5. هفته اول تابستون
6. کل سال!
7. همین دو روز تابستون!
جواب هاتون رو توی کامنت ها بگذارید.برای کسانی که دو تا معما رو درست جواب بدن جایزه ویژه ای در نظر گرفتیم که در پست بعد با جواب صحیح اعلام می کنیم.
یا حق.
"فرشته شکوری"
بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو
برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون
به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا
شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا
چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم
اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم
چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم
چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم
تو را نفس كشيدم و به گريه با تو ساختم
چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم
تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره
سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره
ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام
گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام
بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه
عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه
"عبدالجبار کاکایی"

در سه شنبه یازدهم تیر 1387 |