تبليغاتX
صداهای آشنا
رادیو یا تلویزیون؟؟!!

به نام آرامش بخش دلها

 سلام به همه دوستای گلم

 

امیدوارم که تعطیلات تابستونی رو به خوبی و خوشی گذرونده باشید. سال تحصیلی جدید رو هم به  دوستداران علم و دانش تبریک میگم، چه کسانی که هنوز مدرسه خونه دومشونه و چه اونایی که مثل من و فرشته از امسال دانشجو شدن و  فقط باید حسرت روزای شیرین مدرسه رفتنو بخورن

یادش بخیر...

سوالی که میخوام تو این پست درباره رادیو جوان مطرح کنم اینه که با تغییر و تحولاتی که مدتیه تو رادیو ایجاد شده شما هنوز هم رادیو رو بر تلویزیون ترجیح میدید یا نه؟؟ 

یعنی کیفیت برنامه های رادیو، موضوعات مورد بحث در برنامه ها، حتی نحوه اجرای گوینده ها اون طوری هست که شما مثل قبل وقتتون رو برای گوش کردن برنامه ای تنظیم کنید و با علاقه به اون برنامه گوش بدید؟(مثل یه سبد ترانه که خیلی ها رو دوشنبه شب ها ساعت 12 تا 2 بامداد پای رادیو مینشوند) یا اینکه هر وقت سوار ماشین میشید واسه اینکه تو ترافیک حوصلتون سر نره رادیوتونم رو موج 88.1 مگاهرتز تنظیم میکنید و به رادیو جوان گوش میدید؟؟ 

لطفا صادقانه نظرتون رو درباره این سوال بگید. 

 خبر های جدید از رادیو جوان به نقل از گروه جوان و فرهنگ:

۱)ساعت پخش برنامه هفته تغییر یافت. از این هفته ۷ترانه را از ساعت ۲۲ بشنوید.

۲)هم زمان با شروع فصل پاییز برنامه های جدیدی از رادیو جوان پخش می شود. فانوس کتاب و فانوس سینما عنوان برنامه هایی است که هر هفته پنجشنبه و جمعه ساعت ۲۰ تا ۲۱ پخش خواهد شد.

 

و در آخر اینکه بالاخره نتایج کنکور سراسری اعلام شد و من و فرشته هم دانشجو شدیم. خدا رو شکر هر دومون دانشگاه تهران قبول شدیم و از چند روز دیگه کلاسامون شروع میشه و ممکنه کمتر از قبل بتونیم بیایم نت و وبلاگ رو به روز کنیم که امیدوارم ما رو ببخشید.  

                                                       یا حق.

                                                                                  زهرا قربانی             

                                                                                          


در دوشنبه ششم مهر 1388 |
مهاجرت
 

سلام!

اوه اوه مثکه اینجا دعواست هی به این زهرا میگم من ننویسما گوش نمی کنه که!خب ببینید بذارید براتون توضیح بدم...! چی؟ توجیه؟ نه بابا من اصلا اهل بهونه گیری نیستم!

اصلا ولش کنید من میرم میگم زهرا بیاد

.

حالا چون شمایید ادامه میدم

اولا که خسته نباشم کنکور دادم دوما که ایشالا همیشه موفق باشم سوما که چرت و پرت گویی بسه ! بریم سر اصل پست

چیزی که میخوام بگم مربوط میشه به نوعی از مهاجرت! مهاجرت از رادیو به تلویزیون که دیگه خیلی همه گیر شده و همه متوجهش شدن.مثال زدنش مخصوصا تو این روزا لزومی نداره پس ازش می گذریم اما از اتفاقی که داره میفته نمیشه گذشت.افراد رادیو خصوصا رادیو ی محبوب ما (جوان پیشین) به سمت تلویزیون هجوم آوردن اما سوال اینجاست که اونا واقعا کجا موفق ترند؟

همه مون میدونیم که تلویزیون چون یه رسانه ی تصویریه میزان شهرت افرادش بیشتره اینجوریم که میشنویم دستمزد کارکنانش هم بیشتره اما رادیویی های پیش کسوت همیشه از چیزی فراتر از اینا حرف می زنن اونم نمک گیری رادیو است ماها که با رادیو آشنایی داریم هم میدونیم که حس و حال صدا خیییلی با سیما متفاوته.

هرچند دیدن چهره ی گوینده های رادیو خیلی جالب و جذابه ولی ادامه ی این روند به اینجا میکشه که وقتی پیچ رادیو رو میپیچونی کمتر صدای آشنایی میشنوی و ترجیح میدی برای شنیدن صداهای محبوبت بشینی فیلم و سریال تماشا کنی اما این برات جایگزین نیست چون تو رادیو حرفای از پیش تعیین نشده زیاده پس صمیمیت هم بیشتره.

فکر می کنم بعضی از حرفایی که تو رادیو زده میشه رو هرگز نمیشه تو تلویزیون شنید.

از دست و من و تو کار زیادی بر نمیاد اما کاش مسئول ها بیشتر به فکر بودند. بیشتر به این مسئله فکر می کردند،مسئله ای که داره رادیو رو به سمت زوال پیش می بره.

معذرت که تو این روزای قشنگ حرفای نا خوشایند زدم.

چند روز دیگه شب قدره،بیاید برای همه کسایی که دیدیم یا ندیدیمشون دعا کنیم،برای آینده ای بهتر و روشن تر.

التماس دعا 

در ضمن همونطوری که میدونید جناب آقای سید محمد حسینی با رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد  منصوب شدند. ایشون یه مصاحبه مفصل با رادیو جوان انجام دادن و برنامه های خودشون رو عنوان کردند. شما میتونید متن کامل این مصاحبه رو در وبلاگ خبرگزاری گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان به نشانی               

www.javane-farhang.blogfa.com  مطالعه کنید.

                                                                             فرشته شکوری

 


در جمعه سیزدهم شهریور 1388 |
شروعی دوباره....

به نام آرامش بخش دلها

سلام به همه دوستای خوب و مهربون خودم. انقدر دلم براتون تنگ شده بود که نگو و نپرس

حتما میدونین تو این مدت نسبتا طولانی که من و فرشته نبودیم، داشتیم با کلی کتاب و جزوه و تست کلنجار می رفتیم چون با یه واژه پنچ حرفی به نام کنکور درگیر بودیم که باید هرجور شده باهاش روبه رو میشدیم. همین کنکور که به قول خیلی ها بزرگترین مسابقه علمی کشوره باعث شد یک سال از خیلی چیزا دور باشیم. دیگه از رادیو گوش کردن تا ۲ صبح، سر زدن به وبلاگ های مختلف و هزار تا کار و سرگرمی و تفریح تو این مدت خبری نبود. به هرحال اون روزا هم با تمام سختی ها و خستگی هاش گذشت. شنبه ۶ تیر یه روز سرنوشت ساز واسه من و فرشته بود. وای شب قبلش چه حالی داشتم. شاید فقط ۳ ساعت تونستم بخوابم!!استرس داشتم. حتی صبح صبحانه هم نتونستم بخورم. فکر کن!! خلاصه انقدر زود بیدار شده بودم که راس ساعت ۶ دم در دانشگاه شهید بهشتی بودم. تا چشم کار میکرد به جای داوطلب پدر و مادر میدیدی که همشون داشتن واسه بچه هاشون دعا میکردن. کنکور انسانی هم مثل بقیه گروه ها سخت بود ولی هر چی بود گذشت. دیگه لقب محصل از روم برداشته شد!!!! از امروز دیگه باید به چیزای بزرگتر و مهم تری تو زندگیم فکر کنم. زندگی که فقط کنکور نیست.مگه نه؟؟

بقیشم سپردم به خدا. من تلاشمو کردم. هر چی به صلاحم باشه همون میشه. راستی از همه کسایی که میدونستن ما امسال کنکوری هستیم و واسمون دعا کردن از صمیم قلب ممنونم.

دیگه از این به بعد دوباره میخوایم کارمونو تو وبلاگ "صداهای آشنا"  که مال همه دوستداران رادیو جوانه شروع کنیم. هر چند به خاطر این مدتی که نبودم از رادیو و برنامه هاش خیلی بی خبرم ولی تو تابستون حسابی وقت دارم تا دوباره بشم شنونده ثابت برنامه های رادیو جوان. البته امیدوارم برنامه های رادیو هم مثل سابق باشه و این تغییراتی که تو برنامه ها به وجود اومده در جهت بهبود این شبکه باشه. وبلاگ صداهای آشنا هم از این پس سعی میکنه به بهترین شکل درباره رادیو محبوب همه شما جوونا اطلاع رسانی کنه.

یه داستان کوتاه هم با عنوان «خدا هست» از سری کتاب های انتشارات جیحون براتون انتخاب کردم که احتمالا به گوش بعضی ها خورده. خودم که این داستان رو خیلی دوست دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند. وفتی به  خدا رسیدند ،

آرایشگر گفت: من باور نمیکنم که خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر گفت: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود داشت نباید درد و رنجی وجود داشت، نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مرد دوباره وارد آرایشگاه شد وبه آرایشگر گفت :

میدانی چیست به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم. من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است با موی بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

نه بابا آرایشگر ها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تایید کرد : دقیقا ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

                                     یا حق

                                                         « زهرا قربانی »


در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 |
رمضان مبارک!

 رمضان مبارک

خدای من!   تو تا چه اندازه مهربانی!!

همواره مرا صدا می زنی و من تو را لحظه ای به یاد  نمی آورم، در حالیکه من تنها تو را یکبار صدا می زنم و تو همواره مرا اجابت می کنی.

خدای من!  از زمانی که پا به عرصه ی وجود نهادم سفره ی پر برکتت را گسترانده ای و من تنها در چنین ماهی یک لقمه از رحمت بی کرانت را دیدم و شاید نچشیدم...

اکنون در آستانه ی راهی ایستاده ام که نه در پایان بلکه در تمام راه در کنار من هستی.

خداوندا...بگذار دست کم این یک ماه تو را جرعه جرعه بنوشم و کلماتت را نوش جان کنم.

بگذار تا رفت و آمد های پی در پی و گرمت را در رگ هایم احساس کنم.

 

 

دوستان سلام!

میدونم...میدونم که باید خیلی زودتر از اینها به روز می شدیم.تاخیراتمون رو به پای تنبلی نذارید. به هر حال امسال برای ما سال مهمی هست و باید سعی کنیم چیزی مانع رسیدنمون به هدف نشه.

تا اونجایی که بتونیم سعی می کنیم بیایم اما اگر هم نیستیم دلامون با شماست و قلبامون می تپه برای دوستی های قشنگمون که حالا دیگه تقریبا یک ساله شده.

امیدوارم نبودنمون باعث نشه از یاد ها بریم و از این حلقه ی دوستی کنار گذاشته بشیم

 

راستی جواب معمامون رو هم فکر می کنم دیگه همه فهمیدید.جواب معمای اول حامد جواد زاده(معروف به حامد دسته قیچی)و معمای دوم هم گزینه ی  7

یه تبریک جانانه می گم به تمام با هوش هایی که دوتا سوال رودرست جواب دادند.

به هر کدوم ار برندگان هم لوح افتخار مغز مملکت و یک ساعت مچی با آرم رادیو جوان تقدیم می شود. از برندگان خواهشمندیم برای دریافت جوایز خود فعلا برن دنبال نخود سیاه!

 

یک خبر:

امسال هم وبژه برنامه سحر با نام "صدا کن مرا،صدای تو خوب است" با گویندگی سعید پورمحمودی همراه با آیتم های زیبا و دوست داشتنی و دعای سحر از رادیو جوان پخش می شود.

برنامه ی «این را همه پرندگان می دانند» کاری است از گروه جوان و فرهنگ شبکه جوان که میتونید بعد از ویژه برنامه سحر شنونده اون باشید.

 

همدلی هامون پایدار

چشم به راه گشایش های فراوان از دستان دعاگوی شما هستیم

التماس دعا

                                                                                      فرشته شکوری


در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 |
معما؟!؟

 

سلام به همه ی دوستای گل!

امیدوارم از تعطیلات کمال استفاده رو بکنید و حالتون خوب باشه.

تو این پست می خوام دو تا معما طرح کنم که شما حلش کنید،تا مغزهاتون تا اول مهر آکبند نمونه(حال می کنید من چقدر به فکر شمام؟)

 

_اولین معما:

اولین معما اینه که من مشخصات یکی از افراد رادیو جوان رو می گم،شما باید حدس بزنید اون کیه.

ما بهش می گیم ... دسته قیچی.چون همه کار ازش بر می آد!

سمت اصلیش سردبیری هست اما بیشتر اوقات به جای اونور شیشه اینور شیشه است و به همین دلیل گاهی گویندگی هم می کنه.

عموما مطالب برنامه هاش رو خودش می نویسه و ایده های عالی برنامه هاش هم مال خودشه.

قابلیت های زیادی داره!

هم می تونه با حرفاش اشکت رو دربیاره و تو با شنیدن صدای گریه اش به هق هق بیافتی،هم می تونه با برنامه های بامزه و انتقادیش تو رو به شدت به خنده بیاندازه.

اون رو مدتی در برنامه های تلویزیونی هم دیدیم.

همون طور که از ظاهرش پیداست آدم مذهبی هست و برای گسترش فرهنگ مهدویت هم از طریق برنامه رادیویی و هم منصب مدیریتی استفاده کرده.

گزارش فوتبال اولین کارش تو رادیو بوده که جدیدا دوباره بهش رو آورده!

بیشتر از این توضیح نمی دم که تا اینجاش هم خیلی واضحه.

 

_دومین معما:

این معما تقریبا ساده است و به حدس شما بستگی داره.

تو پست قبل گفته بودیم که می خواهیم به جبران این چند وقتی که نبودیم تابستون رو بترکونیم.

سوال چند گزینه ای ما اینه:

در جمله بالا تابستان در معنای مجازی به کار رفته است(انسانی هاش بیان وسط).کدام گزینه معنی مجازی را صحیح تر بیان می کند؟

 

1.       3ماه تابستون

2.       2ماه تابستون

3.       فقط یک ماه اول

4.       15 رزو از تابستون

5.       هفته اول تابستون

6.       کل سال!

7.       همین دو روز تابستون!

 

جواب هاتون رو توی کامنت ها بگذارید.برای کسانی که دو تا معما رو درست جواب بدن جایزه ویژه ای در نظر گرفتیم که در پست بعد با جواب صحیح اعلام می کنیم.

 

یا حق.

 

                                                                 "فرشته شکوری"

 


 

 

بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا

چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم

اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم

چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم

تو را نفس كشيدم و  به گريه با تو ساختم

چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم

تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره

سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره

ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام

گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام

بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه

 

 

                                              "عبدالجبار کاکایی"


در سه شنبه یازدهم تیر 1387 |

 

 دل من دیر زمانی است که می پندارد:

          «دوستی» نیز گلی است

     مثل نیلوفر و ناز

          ساقه ترد ظریفی دارد.

    بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

               جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد!

 

 

بعد از مدت ها سلام!!!!

بازم غیبت داشتیم ولی این بار طولانی تر از قبل! مقصر ما نبودیم! تقصیر کامپیوتر من و فرشته بود که هم زمان خراب شد و از شانس بدمون وبلاگمون هم یه مشکلی پیدا کرد و باعث شد یه دوماهی از وب نویسی دور باشیم و نتونیم وبلاگ رو آپدیت کنیم . امیدوارم تو این مدت که نبودیم من و فرشته و همچنین وبلاگ صداهای آشنا فراموش نشده باشیم و از این به بعد مثل قبل دوستی هامون برقرار باشه و شما هم به وبمون سر بزنید.

در ضمن از آقای محمد جواد عبدی (استاد مسلم حل مشکل وبلاگ در عرض ۳ سوت ) یه تشکر ویژه  میکنم که در  مدت کوتاهی تونستن  مشکل وبمون رو  حل کنند . آقای عبدی به شدت  ممنون!

یه خسته نباشید جانانه هم به همه محصل هایی میگم که امسال امتحان نهایی داشتن. هر چند روزای سختی بود ولی اینا همش خاطره است....

بریم سر اصل مطلب : مهم ترین خبری که تو چند هفته اخیر درمورد رادیو جوان شنیدیم درمورد حضور جناب دکتر مسعود احمدی به عنوان مدیر جدید این شبکه  بود . هر چند برای من و خیلی های دیگه  قبول کردن این قضیه که دکتر شهرام گیل آبادی مدیر موفق رادیو جوان از این شبکه رفتن خیلی سخت بود. فکر نمیکنم کسی منکر تلاش های دکتر گیل آبادی در رادیو جوان بشه! ولی انگار اینجا دیگه نظر ما شنونده ها اهمیتی نداره . منم به عنوان یکی از شنونده های ثابت این شبکه برای دکتر احمدی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم حضور  ایشون باعث پیشرفترادیو جوانبشه. (میدونم که خبرمون جدید نبود. ما رو به این خاطر ببخشین. تو پست های بعدی جبران میکنیم)

و حرف آخر اینکه:

    

     خدایا ما را به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان می کنیم ببخش....

                                                                                                                                  

                                                                                  شهید مصطفی چمران   

                                                   

 

                                             «زهرا قربانی»


در جمعه سی و یکم خرداد 1387 |
آخرین پست سال 1386........

                            به نام یکتای بی همتا

سلام به همه دوستان فراموش نشدنی !

دلم برای همتون تنگ شده بود . واقعا شرمنده ام . نوبت من بود که وبلاگ رو آپدیت کنم ولی باور کنید تا همین سه روز پیش هر روز امتحان داشتیم اونم چه امتحاناتی ؟!!( نیم ترم )

هر کاریم میکردم که یه وقت خالی پیدا کنم برای آپ کردن نمیشد.... امیدوارم عذرخواهی بنده رو پذیرفته باشید. بذارید به حساب اینکه من و فرشته هم سال سوم دبیرستانیم و باید فکر و ذکرمون درس باشه (با وجود رادیو جوان چقدرم هست!!!!!)

بریم سر اصل مطلب (حالا انگار مراسم خواستگاریه!!!) منظورم از اصل مطلب اتفاقات اخیر رادیو جوانه. این روزها رادیو جوان خیلی پر کار بوده و ویژه برنامه های مختلفی رو ترتیب داده بود که احتمالا  خیلی از شما دوستان ازشون با خبرید ولی چون وب صداهای آشنا هم جزء حلقه وب رادیو جوانه و من و فرشته هم از طرفداران و دوستداران این شبکه هستیم وظیفه داریم که اطلاع رسانی کنیم .

۱ : از روز یکشنبه ۱۹ اسفند ماه به مناسبت دوازدهمین سالگرد تولد رادیو جوان تعدادی از برنامه های رادیو جوان به همراه نشست های گروه های برنامه ساز همین شبکه به مدت ۵ روز در خانه هنرمندان برگزار شد . برنامه های«پارازیت» و« نشانی»و... به طور زنده در خانه هنرمندان اجرا شدند و دوستداران عوامل این برنامه ها از نزدیک شاهد اجرای برنامه های مورد علاقه خود بودند .

۲ : روز چهارشنبه ۲۲ اسفند ماه سومین جلسه اعضای حلقه وب رادیو جوان در خانه هنرمندان برگزار شد . (به همراه معرفی ۵ وبلاگ برتر)

۳ : روز ۵ شنبه که آخرین روز برنامه های خانه هنرمندان هم بود جشنی با حضور اکثر برو بچه های رادیو جوان مثل«سعید پورمحمودی»،فرشید منافی ، بنفشه رافعی و ..... برگزار شد که میتونید شرح ما وقع رو در وبلاگ سایه سکوت (فاطمه پورکریمی) بخونید !

جا داره از طرف خودم و همه دوستداران رادیو جوان یه خسته نباشید جانانه به همه برو بچه های این شبکه مخصوصا دکتر گیل آبادی بگم که یه چنین برنامه و جشن های به یاد ماندنی رو ترتیب دادند و خیلی از طرفداران رو خوشحال کردند .

 

بعد از برنامه هفت ترانه که با تغییر گروه خیلی از طرفداراش رو از دست داد ، موضوع دیگه ای که چند وقتی هست  قصد داشتم درباره اون تو وبلاگ بنویسم تغییراتی است که در برنامه یک سبد ترانه اتفاق افتاده . همون طور که میدونید چند هفته ای هست که برنامه یک سبد ترانه با یک گروه جدید و کاملا متفاوت با گذشته داره به کار خودش ادامه میده و تنها کسانی که از گروه قبلی باقی مونده بودن گوینده محبوب این برنامه (سعید پورمحمودی) و جناب دکتر علیرضا امینی بودند که این دو نفر هم مدتی است که تو برنامه حضور ندارند و هر هفته برنامه توسط یکی از گوینده اجرا میشه . یک سبد ترانه یکی از برنامه هایی بود( نمی تونم بگم الانم هست!!!) که با وجود اینکه دیر پخش میشد ولی طرفداران زیادی داشت و ارتباط فوق العاده ای با شنونده ها برقرار کرده بود ولی الان با تغییر گروه ، فضای برنامه هم به طور کلی عوض شده . من نمی خوام زحمت های گروه جدید که به سردبیری استاد نادر ختاییه زیر سوال ببرم! چون آقای ختایی هم در زمینه طنز کارشون بسیار طرفدار داره ولی ما شنونده ها که مدت ها به برنامه یک سبد ترانه که یه برنامه آروم و دلی بود عادت کرده بودیم پذیرفتن این فضای جدید کمی برامون دشواره . این نظر من و چند تا از بچه های وبلاگ نویس رادیو جوانه که باهاشون ارتباط دارم. نمی دونم چند درصد از شما شنونده ها هم با نظر من موافقید فقط خواهش میکنم که نظرتون رو به طور کامل در مورد این برنامه بنویسید تا شاید دوباره بتونیم شنونده یک سبد ترانه باشیم البته با حضور همون  گروه و عوامل دوست داشتنی..........

 

 زمین به بهار نشست

      بهار گره از شکوفه ها باز کرد

             نسیم در گیسوی بید افشان فرو پیچید

                     غنچه شکفتن آغاز کرد و گل در آغوش چمن شکفت

                                   و تو در یاد ها می گذری و نغمه زندگی سر می دهی...

 

 

 امسال سر سفره هفت سین ما،یه رادیو هم هست که روی موجFMردیف۱/۸۸ مگاهرتز تنظیم شده و قراره با صداهایی آشنا و دلنشین گرما بخش سفره دل ما باشد .

 

   

عیدت مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

 بهار با زیباییش ،گل با طراوتش و ما با قلبمان سال نو را به تو تبریک میگوییم.

                                             «زهرا قربانی»

                                                                                   

 

 

 

 

 

 

 

 


در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 |
محرم همراه شبکه جوان......

                                                به نام آرامش بخش دل ها

السلام علیک یا ابا عبدالله........

سلام به همگی

امیدوارم حالتون خوب باشه و تو این سرمای شدید زمستون دلهاتون گرم گرم باشه.

« ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را تسلیت میگم و امیدوارم که مثل هر سال با شرکت در مراسم عزاداری نشون بدیم که ما هم از رهروان این امام بزرگوار هستیم . ازتون خواهش میکنم تو این روز ها برای شفای بیماران دعا کنیدکسانی که چشم به راه دعاهای شما هستند »

 

 محرم

  

قابل توجه کسانی که هر ازگاهی به مسئولان شبکه رادیویی جوان خرده میگیرند که ( این شبکه در تولید ویژه برنامه های مذهبی کوتاهی میکند ) باید عرض کنم که شبکه رادیویی جوان با شروع شدن ایام محرم ویژه برنامه هایی رو متناسب با اون ترتیب داده و همیشه هم ثابت کرده که این برنامه ها تاثیر زیادی روی شنونده ها مخصوصا جوانان داشته ( مثلا ویژه برنامه های شب قدر که همه قبول دارید  فوق العاده بود و همه رو تحت تاثیر قرار داد)

 

برنامه سفید مثل شب هم همون طور که میدونید شنونده های زیادی داره و همه با این برنامه شبانه یه ارتباط خوبی برقرار کردند . بعد از پایان برنامه « قرار شبانه» همه دوست داشتند برنامه ای که جایگزین میشه با همون حال و هوای معنوی و دوست داشتنی باشه به نظر شخص من همین طور هم شد و الان سفید مثل شب جایگاه ویژه ای تو برنامه های رادیو جوان پیدا کرده.نظر شما چیه؟ این برنامه از هفته گذشته و قبل از شروع محرم طرح نهضت جوانان عاشورایی رو مطرح کرد و تا به امروز هم استقبال زیادی از این طرح صورت گرفته ( این هم یگی از فعالیت های برو بچه های رادیو جوان در رابطه با مسائل مذهبی) نحوه شرکت در این نهضت هم  اینه که باید  به سایت برنامه سفید مثل شب به آدرس  www.shabesefid.com  مراجعه کنید و فرم مربوط به این نهضت رو به همراه توضیحاتی که داده شده مطالعه کنید و در صورت تمایل شرکت کنید .

 

 

خبر بعدی از رادیو جوان : از امروز برنامه جدیدی با عنوان « غافله دل » از شبکه جوان (گروه جوان و جامعه ) پخش میشه . این برنامه جایگزین برنامه پارازیته و به مدت ۱۰ روز از ساعت ۱۰ تا ۳۰/۱۱ صبح از تالار امام خمینی (ره) به طور زنده و مستقیم پخش میشه . در این برنامه به موضوع « عملیات بازسازی حرم مطهر حضرت ابوالفضل(ع) » پرداخته شده و در این رابطه با مسئولان و بانیان این حرکت صحبت میشه . راستی شما هم میتونید شرکت کنید .

آدرس : تهران میدان بهمن فرهنگسرای بهمن تالار امام خمینی(ره) حسینیه جوانان عاشورایی .

 

راستی به خاطر اینکه شاید نتونیم خبر آپدیت کردن وبلاگ رو به همه بدیم معذرت میخوایم چون واقعا وقتشو نداریم خبر دارید دیگه ؟( امتحانات شیرین ترم اول ) و این تعطیلات هم فقط فرصتی بود برای به روز کردن وبلاگ . البته کاربران بلاگفا میتونند با درج آدرس وبلاگ ما در  وبلاگ های دوستان که بلاگفا به تازگی راه اندازی کرده استفاده کنند  و از وبلاگ های به روز شده با خبر شن . از همتون ممنونیم

دوستتون دارمالتماس دعا

 

                                                                "زهرا قربانی"


در شنبه بیست و دوم دی 1386 |
تولدت مبارک!!!!!

به نام آرامش بخش دلها

سلام به همگی

چه می کنید با این سرمای زمستون ؟بازم به خاطر تاخیرم در آپدیت کردن وبلاگ شرمنده ام . خیلی سرم شلوغ بود همش امتحان داشتیم و منم به دلایلی حالم اصلا خوب نبود و نمی تونستم چیزی بنویسم به هر حال عذر می خوام . روز قشنگی رو در پیش داریم . همه جا صحبت از عید و جشن و شادیه !

 عید غدیر یکی از بزرگترین اعیاد ما شیعیان است در چنین روزی ........

  • توبه حضرت آدم پذیرفته شد.
  • حضرت ابراهم (ع) از آتش نجات یافت.
  • حضرت موسی(ع) بر ساحران غلبه پیدا کرد.
  • حضرت عیسی(ع) شمعون رو جانشین خود ساخت .
  • حضرت محمد (ص) بین اصحابشان عقد اخوت بستند .
  • حضرت محمد (ص) ولایت و امامت حضرت علی (ع) را برای آخرین بار بر همگان   اعلام فرمودند  و بر آن از مسلمانان بیعت گرفتند .

اکنون نوبت آن است که با اراده محکم دست خود را پیش آوریم و بیعت پایدار و محکمی با مولایمان نماییم و بر سر عهدی که با او بسته ایم استقامت کنیم .

(راستی یادتون نره اظهار شادی و تبریک گفتن به دوستان و آشنایان یکی از اعمال روز غدیره)                           

 

راستی یه خبر دیگه هم تو این وبلاگ هستا! خبر دارین ؟ یکم فکر کنین ! یکم بیشتر...! اگه یه نگاه کوچولو به قسمت (درباره وبلاگ) روبروی اسم فرشته بندازین متوجه میشین چه خبره؟ بابا تو وبمون تولده. تولده بهترین دوست من  البته تولد فرشته ۹ دی ماه ولی چون ما درست از همون روز امتحانات ترممون شروع میشه و ممکنه خیلی کم به وبلاگ سر بزنیم من یکم زودتر تو وبمون واسش تولد گرفتم . خوب من هر چی از خوبی های فرشته بگم کم گفتم . معرفتش شهره خاص و عامه  خدایی تو رفاقت هیچی کم نمیذاره خلاصه این فرشته شکوری خیلیگله

فرشته عزیز تولدت مبارک امیدوارم که همیشه سلامت باشی و دوستیمون همیشه پایدار بمونه

                                                 

                                                                                           "زهرا قربانی"

 

تولدت مبارک

 

 


در شنبه هشتم دی 1386 |
خبر خبر اونم از نوع رادیو جوونیش.....!!!!

به نام آرامش بخش دلها

سلام به همه کسانی که رد پایی از خودشون در این وبلاگ به جا گذاشتند.به همه کسانی که تو تابستون از طریق این محیط مجازی باهاشون در ارتباط بودیم و الان مدتیه که به خاطر درس و کنکور و .... ازشون بی خبریم امیدوارم همتون خوب  باشین و در سلامتی کامل به سر ببرید.

باز هم من اومدم البته نوبت فرشته بود که وبلاگ رو آپدیت کنه ولی به خاطر اشکالی که  کامپیوترش پیدا کرده من بروز کردم .

خوب همون طور که می دونید تو این دو هفته همه اهالی رادیو جوان از دکتر گیل آبادی و نویسندگان و گویندگان بگییییییر تا همه بچه های وبلاگ نویس سرشون حسابی شلوغ بوده!!!!! دومین جلسه حلقه وبلاگ نویسان رادیو جوان روز پنج شنبه ۱۷ آبان در سالن اجتماعات فرهنگسرای مدرسه برگزار شد و بالاخره شنوندگان رادیو جوان هم طبق شعار معروف شنیده شدند . هر چند من و فرشته نتونستیم بریم ولی به طور کامل و از طریق منبع موثق اطلاع رسانی در جریان ما وقع قرار گرفتیم . به نظر من برگزاری یه همچین جلساتی برای آشنایی بیشتر کسانیکه ممکن است همدیگر رو ندیده باشند ولی از طریق وبلاگ با هم در ارتباط هستن و همه هم علاقه خاصی به رادیو جوان دارند خیلی عالیه همین دیدار هاست که وحدت این حلقه دوستی رو بیشتر می کنه . امیدوارم که حلقه وبلاگ نویسان رادیو جوان یا بهتر بگم این حلقه دوستی جدی گرفته بشه . من که اساس نامه حلقه وبلاگ نویسان را کامل مطالعه کردم و با تمام تبصره ها و بندهای ذکر شده در اون موافقم . اگر شما هم می خواین با حلقه وبلاگ نویسان رادیو جوان بیشتر آشنا بشین پیشنهاد میکنم یه سری به www.radiojavanonline.blogfa.com   که خبر گزاری رادیو جوان محسوب میشه بزنید و اساس نامه رو به طور کامل و دقیق مطالعه کنید و در صورت تمایل موافقت خود رو اعلام کنید .

خبر بعدی حضور عوامل برنامه یک سبد ترانه در روز اختتامیه  نمایشگاه مطبوعات در خیابان حجاب بود. همون طور که میدونید یک سبد ترانه یکی از برنامه هاییه که با وجود اینکه ساعت پخشش ۱۲ تا ۲ بامداده دوشنبه هاست ولی از خیلی از برنامه های رادیو جوان بیشتر شنونده داره و تونسته با شنونده ها یه ارتباط صمیمی و دلی برقرار کنه . پس بعید نبود که حضور چشمگیر دوستداران یک سبد ترانه رو در نمایشگاه ببینید همه کسانیکه به قول خودشون با این برنامه زندگی می کنن اومده بودن تا با برو بچه های یک سبد ترانه ای دیدار داشته باشن. حضور انوشه میرمجلسی و فرزانه ناظری(پت و مت معروف) ، دکتر علیرضا امینی و همچنین گوینده نامبر۱ رادیو جوان یعنی آقای پورمحمودی هم که باعث ذوق زده شدن خیلی ها شده بود . من و فرشته هم که از شانس بدمون درست اون ساعت سر کلاس جغرافی بودیم ولی طی یک تماس تلفنی از جانب دوست مشترکمون فاطمه (از نوع پورکریمیش) از همه چیز با خبر شدیم.

 راستی حتما اسم جشنواره تسنیم رو بارها و بارها از طریق رادیو و تلویزیون شنیدید شایدم خود شما یکی از کسانی بودید که با یک همت عالی در این جشنواره شرکت کردید و آثار زیبا و متنوعی رو ارائه کردین پس میدونید که قراره شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶ در تالار بزرگ کشور واقع در میدان فاطمی مراسم اختتامیه و قرعه کشی این جشنواره برگزار شه . ورود برای عموم آزاد است.پس لطفا تشریف بیاورید

 

                                                                                       "زهرا قربانی"


در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 |
از رادیو جوان چه خبر؟!

                          به نام زیبای زیبا آفرین زیبا دوست

سلام به همه دوستای خوبم

حال شما ؟ دانش آموزان گرامی با درس ها چه می کنید؟ خوش میگذره ؟ ما با اینکه چند هفته بیشتر نگذشته ولی درس هامون خیلی سنگین شده . رشتمون هم که انسانیه و همش باید بخونیم و حفظ کنیم. یعنی وقت سر خاروندن نداریم  دیگه چه برسه به اینکه بیایم اینترنت! خلاصه شرمنده که  دیر اومدم تا پست جدید رو بذارم. خیلی فکر کردم تا  موضوع این پست رو انتخاب کنم گفتم چند وقته تو وبلاگ حرفی از رادیو جوان نزدیم پس بهتره برم سراغش!

حتما تا الان همه شما فهمیدید که چرا رادیو جوان انقدر محبوب شده . خوب دلیل اولش اینه که اکثر مخاطباش جوونن . جوون هایی که به دنبال انرژی و شادی و خنده هستن . رادیو جوان این شرایط رو برای جوونا فراهم کرده . شاید تو کمتر رادیویی این وضعیت باشه معمولا یه گوینده میاد و با جدیت سلام و علیک می کنه و از روی متنی که جلوشه می خونه . حالا فکر کن اون گوینده صدای کلفتی هم داشته باشه دیگه آدم سکته می کنه! ولی رادیو جوان اصلا اینطوری نیست تقریبا تمام برنامه هاش داره به شیوه جدیدی اجرا میشه . شیوه ای که جوون پسنده . تمام گوینده ها سعی می کنند یه ارتباط صمیمی رو با شنونده بر قرار کنند . دیگه از اون حالت خشک و یکنواخت بیرون اومدن . با پخش موسیقی های جوون پسند یا استفاده از گوینده های جوان کاری کردن که تمام برنامه ها چه علمی چه فرهنگی و ... مخاطب زیادی پیدا کند . اوایل تابستون وقتی بعضی برنامه ها رو گوش میدادم به نظر خودم خیلی محتوا نداشت شاید کل برنامه با خوندن sms (آخ ببخشید منظورم پیامک بود)میگذشت یا با پخش آهنگ هایی که هیچ جذابیتی برای جوون ها نداشت برنامه رو به آخر می رسوندن حتی آیتم هایی هم که بین برنامه پخش میشد دلچسب نبود . خوب همین عوامل باعث میشد که آدم قید اون برنامه رو بزنه . ولی خدا رو شکر چند هفته ای که از اون ماجرا گذشت وضع بهتر شد احتمالا خود عوامل برنامه ها هم فهمیده بودن که برنامه سیر نزولی پیدا کرده و باید یه کاری بکنن . اکثر برنامه ها تغییرات اساسی درش صورت گرفت . حالا یا با تغییر گوینده یا اینکه کلا تغییر گروه برنامه ساز .در حال حاضر به نظر من تمام برنامه های رادیو جوان به غیر از دو سه تاش خیلی خوبه یعنی بعد از گوش کردنشون  پشیمون نمیشی  که  وقتت هدر رفته .یکی از برنامه هایی که به نظرم خیلی زیبا و شنیدنی بود برنامه قرار شبانه است حیف که تموم شد . نمی دونم چقدر با نظرات من موافقید ! دوست دارم بگید در حال حاضر از برنامه های رادیو جوان راضی هستید یا نه؟

بازم به خاطر تاخیرم در به روز کردن وبلاگ معذرت میخوام.

                                               یا حق

 

                                                                           "زهرا قربانی"

 


در جمعه چهارم آبان 1386 |
خداحافظی!!

به نام زیبای زیبا آفرین زیبا دوست

به قول آقا سعید سلام به دوستان عزیز تر از جانم

امیدوارم نماز روزه هاتون قبول باشه و من حقیر رو هم از دعاتون بی نصیب نذارین

اول می خوام از آقا سعید پورمحمودی که اولین تبریک رو بهم گفتن و با لطفی که نسبت به من داشتن کاری کردن که هیچ وقت ۲۷/۶/۱۳۸۶ رو فراموش نکنم یه تشکر ویژه بکنم و بگم آقا سعید ۱۰۰۰ بار ممنونم

از همه شما دوست ها خوبم که اومدین و بهم تبریک گفتین صمیمانه تشکر کنم باور کنید همین تبریک های شما بهترین هدیه برای من بود . خیلی خوشحالم که دوست ها مهربون و با معرفتی مثل شما پیدا کردم . امیدوارم این دوستی ها پایدار و همیشگی باشه

فقط میتونم بگم خیلی دوستتون دارم هیچ وقت لطفتون رو فراموش نمی کنم

از دوست خوب و مهربون و با معرفتم فرشته  که با پست  قشنگی که برای تولدم گذاشت حسابی خوشحالم کرد تشکر کنم . حتما می دونید که فرشته بهترین و صمیمی ترین دوست منه.  کسی که وقتی تو بدترین شرایط بودم تنهام نمیذاشت  و با حرفاش آرومم می کرد . شما هم گفته بودین که باید قدر این دوست با معرفت رو بدونم . واقعا درست گفتین فرشته تو رفاقت معرفت رو به آخرین حدش رسونده پس بهش میگم:

فرشته عزیز به خاطر همه چیز ممنونم امیدوارم همیشه زنده و سلامت باشی و با هم رفاقت کنیم

خوب حتما میدونید که یکشنبه مدرسه ها باز میشه و دیگه من و فرشته نمی تونیم هر روز بیایم اینترنت و به وبلاگ های قشنگتون سر بزنیم . دبیرستانه و درس های سنگینش دیگه در نتیجه این آخرین پست ماست . تو این دو ماه به ما که خیلی خوش گذشت مخصوصا وقتی دوستایی مثل شما رو پیدا کردیم. قول میدم که هر وقت فرصتی پیدا کردیم و درس هامون هم کمی سبک شد حتما  پست جدید هم بذاریم. خوب ببخشید که این بار زیاد شد.

تنها خواهش ما از شما اینه که تو این ماه عزیز ما رو هم دعا کنید دوستتون داریم التماس دعا.

و اینم یه مطلب کوتاه که وقتی خودم خوندمش به نظرم خیلی قشنگ اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

تا زمانیکه عشق ورزیدن و خندیدن را نیاموخته ایم آماده ورود به قلمرو خداوند نیستیم. قلب ما سخت شده است . باید نرم و لطیف و منعطف شود . خاک ما حاصل خیز نیست . باید آن را با عشق شخم بزنیم . اگر زمین سخت باشد دانه ای نخواهد رویید . زمین را آماده کنید . این کار با عشق و خنده  میسر است.

یا حق

                                                                      "زهرا قربانی"    

 

 


در جمعه سی ام شهریور 1386 |
عشق و دوست داشتن از راه دور!

                     به نام زیبای زیبا آفرین زیبا دوست

حرفم رو با بحث دکتر امینی با آقای پورمحمودی که درباره عشق و دوست داشتنه شروع می کنم . این قضیه مربوط میشه به یه سبد ترانه دو هفته پیش . توی اون ۱۳ ، ۱۴ دقیقه انقدر حرف های قشنگ و صمیمی زده شد که آدم رو به فکر وا می داشت . من که خودم تا صبح فکر کردم به واژه « عشق » . واقعا دوست داشتن یعنی چی ؟ چرا آدم ها عاشق میشن ؟ چرا گاهی این عشق انقدر تو وجودشون رخنه می کنه که دیگه از عقلشون فرمان نمی گیرن و گوش به فرمان دلشونن ؟ دکتر امینی می گفتن که « همه آدما عاشق میشن . هر کسی بگه تو زندگی اش عاشق نشده دروغ میگه » به هر حال همه طعم شیرین عشق رو چشیدن و به نظر من این حق مسلم انسان است .

می دونید دیروز داشتم به چی فکر می کردم ؟ وقتی داشتم به وبلاگ های مختلف سر میزدم و کامنت ها رو می خوندم می دیدم که تقریبا همه با هم صمیمین یعنی به هم ابراز علاقه می کنن و معمولا برای این کار هم از صورتک     استفاده می کنن . برام خیلی عجیبه ! ما هیچ کدوم شناختی نسبت به هم نداریم حتی همدیگرو ندیدیم و فقط اسم هم رو میدونیم ولی از راه دور با همین نوشته هایی که بینمون رد و بدل میشه یه صمیمیت و دوستی به وجود میاد . طوری که نگران هم میشیم اگه کسی مشکلی داشته باشه ناراحت میشیم و براش دعا می کنیم که زودتر مشکلش حل شه ، وقتی مدتی از هم بی خبر باشیم دلتنگ هم میشیم . مثلا وقتی خبر از دست دادن « نازنین» رو شنیدیم همه ناراحت بودیم با اینکه اصلا نمی شناختیمش فقط می دونستیم که اون هم مثل ما یه شنونده بوده یه دختر جوون که کلی آرزو داشته ولی خوب دست روزگار سرنوشتش رو این گونه رقم زده که اینقدر زود از این دنیا بره. این حسی که ما از راه دور نسبت به هم داریم یه حس ترحم نیست این یه دوستی پاکه . ما حتی تو دوستیامون از هم توقع داریم توقع داریم که زود به زود به هم سر بزنیم و از حال هم با خبر شیم . این خیلی قشنگه .   

با اینکه ما تازه به جمع وبلاگ نویسان پیوستیم ولی این حس رو به خوبی درک می کنیم . امیدوارم تا زمانی که ما هستیم و شما دوستای خوبمون هم در کنار مایید این حس قشنگ و دوست داشتنی بین ما برقرار باشه.

                                                             یا حق

 


در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 |
یک اعتراض کاملا جدی

به نام زیبای زیبا آفرین زیبا دوست

سلام علیکم.

متنی که می خوانید یک اعتراض نامه کاملا جدی است که من به عنوان یکی از طرفداران جناب سعید پورمحمودی تنظیم کرده ام.

من هر چی فکر می کنم که تو این چند هفته گذشته در برنامه هفت ترانه چه اتفاقی افتاده که این برنامه مثلا توبیخ شده و آقای سعید پورمحمودی هم که الان قطعا یکی از  پرطرفدار ترین گویندگان رادیو جوان هستند دیگه تو این برنامه حضور ندارند به نتیجه ای نمی رسم. به هر حال همه ما می دونیم  که هفت ترانه بدون حضور سعید پورمحمودی اکثر طرفدارها و شنونده هاش رو از دست داده. نظر هایی که از جانب طرفدار های آقای پورمحمودی در  وبلاگ رویای صدا به ثبت رسیده سندی است بر حرف های من. حالا هر چقدر هم عوامل برنامه بگن که « نه برنامه هفت ترانه هنوز جایگاه قبلش رو پیش شنونده ها داره»

پس مگه نمی گن که نظر های ما ، انتقادات و پیشنهادات ما تو پیشرفت برنامه خیلی کمک می کنه؟

پس چرا به هیچ کدوم از نظرهای ما توجهی نمی کنند. تو این چند روزی که آقای پورمحمودی در رادیو جوان نبودند و برنامه هاشون هم توسط گوینده دیگه ای اجرا شد همه اعتراض خودشون رو اعلام کردند حتی بعضی ها در وبلاگ دکتر شهرام گیل آبادی هم که مدیر شبکه رادیویی جوان هستند این قضیه رو مطرح کردند ولی کو گوش شنوا؟

ما همگی برنامه هفت ترانه رو با اجرای سعید پورمحمودی دوست داشتیم و به صداشون تو این برنامه شدیدا عادت کرده بودیم . هر چند ما هنوز نمی دونیم چه کسی مسبب این اتفاق بوده فقط میدونیم که رادیو جوان بدون سعید پورمحمودی معنی نداره. من نمی خوام تلاش بقیه گوینده ها رو زیر سوال ببرم. نه . به هر حال همه گوینده های رادیو جوان در جایگاه خودشون طرفدار دارند و برنامه هاشون هم مورد استقبال قرار میگیره. ولی حرف من راجع به برنامه هفت ترانه است که تمام آمار ها نشون میده تا زمانیکه سعید پورمحمودی گوینده اش بود جزء پر شنونده ترین برنامه های رادیو جوان محسوب میشد.

وظیفه من این بود که به عنوان کسی که تمام کار های آقای پورمحمودی رو دنبال می کنم حرف دل همه طرفداران ایشون رو که تو این چند روز به خاطر نبودشون خیلی ناراحتن و ناراحتیشون رو هم بارها اعلام کردن بیان کنم امیدوارم که نتیجه بخش باشه. به امید روزی که برنامه های یک سبد ترانه ، هفت ترانه ، پارازیت ، کوانتم و باشگاه دانشمندان جوان رو دوباره با صدای سعید پورمحمودی بشنویم و لذتشو ببریم.

یا حق

 


در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 |
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

                            عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

                           یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد


در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 |
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل نویسندگان
آرشيو مطالب
درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به گروه جوان و فرهنگ شبکه جوانه.
اینجا یه پاتوق رادیو جوونیه!!
یه ایستگاه مجازی برای ایستگاه رادیویی جوان!
یه سایه برای چند لحظه ایستادن و یه عــــــــــمر دوست بودن!
به امید پایداری این رسانه گرم و افرادش تو هم با ما همراه باش.
موج Fm
ردیف 88.1 مگاهرتز

نویسندگان وبلاگ:

فرشته شکوری: متولد 9/10/1369 دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

زهرا قربانی: متولد 27/6/1369 دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران

نویسندگان

زهرا قربانی
فرشته شکوری
آرشیو مطالب
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم شهریور 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
آرشيو
دوستداران رادیو جوان
فریاد یک ققنوس(دکتر علیرضا امینی)
سایه سکوت(فاطمه پورکریمی)
شنیده می شوید(فرزانه ناظری)
نجوای دل(پریا)
بیا اینجا(بهاره)
دختر بارونی(راشین)
دل نوشته های بارانی(پریسا)
انعکاس رویا(نوشین)
حمید محمدی(گوینده ورزشی)
با فرشید منافی جوانی می کنیم(پردیس)
آزی(آزاده بهرامی)
آنتن پر سر و صدا(فاطمه دهداران)
نوشتم نوشتی نوشت(انوشه میرمجلسی)
بهترین لحظه(شیوا شوق)
لحظه تنهایی(محبوبه)
رویای گلها(یک دوست)
قصه همیشه تکرار هجرت و هجرت و هجرت(الهه)
ُتا انتهای حضور(فاطمه)
منو رصد کن... من ستاره دنباله دارم(الهه شرقی)
تندیس صامت(مریم)
صدای جوان ایرانی(فائقه)
خط خطی!(نگار)
بودای طلایی(سارا فراهانی)
شنونده جوان(مونا)
فرکانس برتر(زهره بهتاج)
رادیو جوون(نگار صادقی)
جوانه های جوان(نرگس یگانه)
مثه ما پارازیتی باش!!(فرشته توحیدی)
مهر محبوب(حدیث خانوم)
اثر انگشت(مریم مقنی پور)
رادیو جوان نبض همیشه تپنده!(عرفانه)
طپش جوانی(سینا هنربخش)
اینجا رادیوست، رسانه زندگی(ارکیده هاشمی)
غزل ناب جوانی(الهه آرانیان)
جوانی کن فقط با88.1 مگاهرتز(عطیه نجفی)
نگاتیو(مریم قاسمی)
نشانی(نیلوفر قاسمی)
در به در(ریحانه سادات یاسینی)
چهار راه جووووونی(یه جوون م3خودت)
اینجا تهران است(میترا سلیمانی)
حس ششم،حس جوانی(ستاره)
محمد علی خبیر
ناقوس سکوت(فرناز و فاطمه)
متفاوت اما دوست داشتنی(حسین)
عطر باروووون(سارا)
صدای دیدار(نرگس)
شیدای شب(سارا)
کلوپ هواداران نیما رئیسی(مژگان)
به رنگ صدا(طیبه دکتر زاده)
سایه خیال(فرزانه ناظری)
حس مبهم(فاطمه)
دریچه(میم.سین)
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
اهالی رادیو جوان
ورزشته...
در آسمان اندیشه
مجله فرهنگی جوان
دانشنامه ی جوان
پرواز شب(شاهین شرافتی)
شبستانه(عباس محمد خانی)
هستم(علی ضیا)
آخرین بی کران(حامد مشکینی)
هامش(حامد مرادیان)
انکار ما(میثم فکری)
شعری درخشان ترین آسمان است(نرگس فتحی)
حلقه وب
سر خط خبرهای رادیو جوان
وصال سبز(فرهاد مجلسی)
ستاره زد...سلام کن
آرشیو
امکانات وبلاگ
طراح قالب

طراح:
محمد جواد عبدی
گروه طراحان حرفه ای تمپفا
www.TempFa.com