تبليغاتX
صداهای آشنا
شروعی دوباره....

به نام آرامش بخش دلها

سلام به همه دوستای خوب و مهربون خودم. انقدر دلم براتون تنگ شده بود که نگو و نپرس

حتما میدونین تو این مدت نسبتا طولانی که من و فرشته نبودیم، داشتیم با کلی کتاب و جزوه و تست کلنجار می رفتیم چون با یه واژه پنچ حرفی به نام کنکور درگیر بودیم که باید هرجور شده باهاش روبه رو میشدیم. همین کنکور که به قول خیلی ها بزرگترین مسابقه علمی کشوره باعث شد یک سال از خیلی چیزا دور باشیم. دیگه از رادیو گوش کردن تا ۲ صبح، سر زدن به وبلاگ های مختلف و هزار تا کار و سرگرمی و تفریح تو این مدت خبری نبود. به هرحال اون روزا هم با تمام سختی ها و خستگی هاش گذشت. شنبه ۶ تیر یه روز سرنوشت ساز واسه من و فرشته بود. وای شب قبلش چه حالی داشتم. شاید فقط ۳ ساعت تونستم بخوابم!!استرس داشتم. حتی صبح صبحانه هم نتونستم بخورم. فکر کن!! خلاصه انقدر زود بیدار شده بودم که راس ساعت ۶ دم در دانشگاه شهید بهشتی بودم. تا چشم کار میکرد به جای داوطلب پدر و مادر میدیدی که همشون داشتن واسه بچه هاشون دعا میکردن. کنکور انسانی هم مثل بقیه گروه ها سخت بود ولی هر چی بود گذشت. دیگه لقب محصل از روم برداشته شد!!!! از امروز دیگه باید به چیزای بزرگتر و مهم تری تو زندگیم فکر کنم. زندگی که فقط کنکور نیست.مگه نه؟؟

بقیشم سپردم به خدا. من تلاشمو کردم. هر چی به صلاحم باشه همون میشه. راستی از همه کسایی که میدونستن ما امسال کنکوری هستیم و واسمون دعا کردن از صمیم قلب ممنونم.

دیگه از این به بعد دوباره میخوایم کارمونو تو وبلاگ "صداهای آشنا"  که مال همه دوستداران رادیو جوانه شروع کنیم. هر چند به خاطر این مدتی که نبودم از رادیو و برنامه هاش خیلی بی خبرم ولی تو تابستون حسابی وقت دارم تا دوباره بشم شنونده ثابت برنامه های رادیو جوان. البته امیدوارم برنامه های رادیو هم مثل سابق باشه و این تغییراتی که تو برنامه ها به وجود اومده در جهت بهبود این شبکه باشه. وبلاگ صداهای آشنا هم از این پس سعی میکنه به بهترین شکل درباره رادیو محبوب همه شما جوونا اطلاع رسانی کنه.

یه داستان کوتاه هم با عنوان «خدا هست» از سری کتاب های انتشارات جیحون براتون انتخاب کردم که احتمالا به گوش بعضی ها خورده. خودم که این داستان رو خیلی دوست دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند. وفتی به  خدا رسیدند ،

آرایشگر گفت: من باور نمیکنم که خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر گفت: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود داشت نباید درد و رنجی وجود داشت، نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مرد دوباره وارد آرایشگاه شد وبه آرایشگر گفت :

میدانی چیست به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم. من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است با موی بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

نه بابا آرایشگر ها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تایید کرد : دقیقا ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

                                     یا حق

                                                         « زهرا قربانی »


در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 |
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل نویسندگان
آرشيو مطالب
درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به گروه جوان و فرهنگ شبکه جوانه.
اینجا یه پاتوق رادیو جوونیه!!
یه ایستگاه مجازی برای ایستگاه رادیویی جوان!
یه سایه برای چند لحظه ایستادن و یه عــــــــــمر دوست بودن!
به امید پایداری این رسانه گرم و افرادش تو هم با ما همراه باش.
موج Fm
ردیف 88.1 مگاهرتز

نویسندگان وبلاگ:

فرشته شکوری: متولد 9/10/1369 دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

زهرا قربانی: متولد 27/6/1369 دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران

نویسندگان

زهرا قربانی
فرشته شکوری
آرشیو مطالب
هفته چهارم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم شهریور 1387
هفته دوم تیر 1387
آرشيو
دوستداران رادیو جوان
فریاد یک ققنوس(دکتر علیرضا امینی)
سایه سکوت(فاطمه پورکریمی)
شنیده می شوید(فرزانه ناظری)
نجوای دل(پریا)
بیا اینجا(بهاره)
دختر بارونی(راشین)
دل نوشته های بارانی(پریسا)
انعکاس رویا(نوشین)
حمید محمدی(گوینده ورزشی)
با فرشید منافی جوانی می کنیم(پردیس)
آزی(آزاده بهرامی)
آنتن پر سر و صدا(فاطمه دهداران)
نوشتم نوشتی نوشت(انوشه میرمجلسی)
بهترین لحظه(شیوا شوق)
لحظه تنهایی(محبوبه)
رویای گلها(یک دوست)
قصه همیشه تکرار هجرت و هجرت و هجرت(الهه)
ُتا انتهای حضور(فاطمه)
منو رصد کن... من ستاره دنباله دارم(الهه شرقی)
تندیس صامت(مریم)
صدای جوان ایرانی(فائقه)
خط خطی!(نگار)
بودای طلایی(سارا فراهانی)
شنونده جوان(مونا)
فرکانس برتر(زهره بهتاج)
رادیو جوون(نگار صادقی)
جوانه های جوان(نرگس یگانه)
مثه ما پارازیتی باش!!(فرشته توحیدی)
مهر محبوب(حدیث خانوم)
اثر انگشت(مریم مقنی پور)
رادیو جوان نبض همیشه تپنده!(عرفانه)
طپش جوانی(سینا هنربخش)
اینجا رادیوست، رسانه زندگی(ارکیده هاشمی)
غزل ناب جوانی(الهه آرانیان)
جوانی کن فقط با88.1 مگاهرتز(عطیه نجفی)
نگاتیو(مریم قاسمی)
نشانی(نیلوفر قاسمی)
در به در(ریحانه سادات یاسینی)
چهار راه جووووونی(یه جوون م3خودت)
اینجا تهران است(میترا سلیمانی)
حس ششم،حس جوانی(ستاره)
محمد علی خبیر
ناقوس سکوت(فرناز و فاطمه)
متفاوت اما دوست داشتنی(حسین)
عطر باروووون(سارا)
صدای دیدار(نرگس)
شیدای شب(سارا)
کلوپ هواداران نیما رئیسی(مژگان)
به رنگ صدا(طیبه دکتر زاده)
سایه خیال(فرزانه ناظری)
حس مبهم(فاطمه)
دریچه(میم.سین)
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
اهالی رادیو جوان
ورزشته...
در آسمان اندیشه
مجله فرهنگی جوان
دانشنامه ی جوان
پرواز شب(شاهین شرافتی)
شبستانه(عباس محمد خانی)
هستم(علی ضیا)
آخرین بی کران(حامد مشکینی)
هامش(حامد مرادیان)
انکار ما(میثم فکری)
شعری درخشان ترین آسمان است(نرگس فتحی)
حلقه وب
سر خط خبرهای رادیو جوان
وصال سبز(فرهاد مجلسی)
ستاره زد...سلام کن
آرشیو
امکانات وبلاگ
طراح قالب

طراح:
محمد جواد عبدی
گروه طراحان حرفه ای تمپفا
www.TempFa.com